در روانشناسی، بهویژه در درمان شناختی رفتاری (CBT) و شاخه تخصصی آن، طرحواره درمانی (Schema Therapy) که توسط جفری یانگ (Jeffrey Young) معرفی شد، طرحواره به معنای یک الگوی هیجانی و شناختی گسترده و فراگیر است. این الگوها معمولاً از تجربیات ناکام کننده در اوایل زندگی (کودکی و نوجوانی) با والدین، خواهر و برادر، یا همسالان نشأت میگیرند و در طول زمان تکرار و تقویت میشوند. به بیان ساده، طرحواره ها لنزهایی هستند که ما با آنها به دنیا نگاه میکنیم. وقتی یک طرحواره فعال میشود، فرد احساسات شدید و رفتارهای افراطی را تجربه میکند که اغلب نامتناسب با موقعیت فعلی است، اما انعکاسدهنده یک نیاز برآوردهنشده در گذشته است.
مجله سلامت پزشک شهر با ارائه مطالب، به شما در انتخاب بهترین راهکار برای سلامتی خود کمک میکند. اما فراموش نکنید که این اطلاعات صرفاً جهت آگاهی است و جایگزین نظر پزشک معالج شما نیست. برای تشخیص و جراحی باید به پزشک مراجعه کنید.
طرحواره درمانی به زبان ساده

طرحواره درمانی یک روش روانشناسی است که به شما کمک میکند طرحواره های ناسازگار خود را شناسایی کنید. طرحواره ها در واقع الگوهایی هستند که وقتی نیازهای عاطفی دوران کودکی ما به درستی برآورده نشدهاند، شکل میگیرند. این الگوها میتوانند رفتارها و احساسات ما را در بزرگسالی تحت تأثیر قرار دهند و گاهی باعث مشکلات و ناراحتیهای روانی میشوند.
جفری یانگ، یکی از روانشناسان مطرح، در کتاب مشهور خود با عنوان «زندگی خود را دوباره بیافرینید!» توضیح میدهد که چگونه میتوان این الگوهای منفی یا «تلههای زندگی» را شناخت و آنها را تغییر داد. این کتاب بر اساس تجربههای بالینی و تحقیقات علمی نوشته شده و به افراد کمک میکند تا با شناخت طرحواره های خود، زندگی سالمتر و شادتر بسازند.
طرحواره درمانی به شما یاد میدهد چگونه نیازهای عاطفی خود را به شیوهای سالم و مؤثر برآورده کنید و از تکرار الگوهای ناسازگار جلوگیری کنید.
آشنایی با طرحواره ها در روانشناسی

طرحواره ها الگوهای ذهنی و رفتاری هستند که بر اثر برآورده نشدن نیازهای عاطفی دوران کودکی شکل میگیرند. این الگوها میتوانند در بزرگسالی بر رفتار، افکار و احساسات ما تأثیر بگذارند. جفری یانگ، روانشناس مشهور، 18 نوع طرحواره ناسازگار را معرفی کرده است که شناخت آنها به ما کمک میکند خودآگاهی بیشتری پیدا کنیم و زندگی سالمتری داشته باشیم.
طرحواره های طرد و جدایی
- طرحواره رهاشدگی: افرادی که این طرحواره را دارند، همواره از تنها ماندن و از دست دادن روابط هراس دارند. حتی اگر در یک رابطه پایدار باشند، نگران پایان آن هستند و کوچکترین بحثها یا اختلافات آنها را دچار پریشانی میکند.
- طرحواره بیاعتمادی: این افراد اغلب احساس ناامنی میکنند و معتقدند دیگران ممکن است به آنها آسیب برسانند، خیانت کنند یا از آنها سوءاستفاده کنند. به همین دلیل، وارد روابط عمیق نمیشوند و از اعتماد به دیگران اجتناب میکنند.
- طرحواره محرومیت هیجانی: افراد با این طرحواره احساس میکنند هیچ کس قادر به رفع نیازهای عاطفی آنها نیست. این حس موجب میشود در روابط عاطفی کوتاهمدت باقی بمانند و کمتر درگیر روابط پایدار شوند.
- طرحواره نقص و شرم: این افراد حس بیارزشی دارند و نسبت به انتقاد حساس هستند. آنها اغلب خود را کمتر از دیگران میدانند، چهرهای غیرواقعی از خود نشان میدهند و از بروز جنبههای واقعی شخصیت خود میترسند.
- طرحواره انزوای اجتماعی: افرادی که این طرحواره را دارند، خود را از جامعه جدا شده میبینند و حضور در جمع را دشوار میدانند. اغلب مشاغلی با تعامل کم را ترجیح میدهند و مهارتهای اجتماعی خود را کمتر بروز میدهند.
برای مشاوره تخصصی تر، می توانید به بهترین مشاور بالینی در شیراز مراجعه کنید.
طرحواره های خودمختاری و عملکرد مختل
- طرحواره وابستگی: افراد دارای این طرحواره احساس میکنند بدون کمک دیگران قادر به تصمیمگیری یا دفاع از خود نیستند. آنها به شدت به حمایت دیگران نیاز دارند و اعتماد به قضاوت و توانایی خود ندارند.
- طرحواره آسیبپذیری: این افراد همواره احساس میکنند در معرض خطر یا فاجعه هستند. اضطراب آنها ممکن است به حملات پانیک یا رفتارهای اجتنابی منجر شود و حتی گاهی درگیر اعتیاد یا رفتارهای پرخطر میشوند.
- طرحواره آمیختگی: افراد با این طرحواره بیش از حد در روابط خود غرق میشوند و نیازها و هویت شخصی خود را فراموش میکنند. آنها نمیتوانند استقلال خود را حفظ کنند و احساس گناه و خیانت به دیگران دارند.
- طرحواره شکست: این افراد خود را ناتوان و شکستخورده میبینند. آنها از مواجهه با چالشها و کارهای سخت اجتناب میکنند و موفقیت دیگران را برتر از خود میدانند.
طرحواره های مرزهای مختل
- طرحواره استحقاق: این افراد احساس میکنند حق دارند بر دیگران برتری داشته باشند و برای رسیدن به خواستههایشان قوانین و اصول را نادیده میگیرند. آنها میخواهند همیشه به خواسته خود برسند و به نحوه دستیابی اهمیتی نمیدهند.
- طرحواره خویشتنداری ناکافی: افرادی که این طرحواره را دارند، در کنترل هیجانات، تحمل شکست و پیگیری اهداف شخصی مشکل دارند. آنها ممکن است رفتارهای عجولانه یا هیجانی داشته باشند و در برابر برنامهریزی طولانی مدت ناتوان باشند.
طرحواره های هدایتشده توسط دیگران
- طرحواره اطاعت: افرادی که این طرحواره را دارند، بیش از حد خود را مطیع دیگران میکنند تا از خشم، طرد یا تنبیه اجتناب کنند. آنها اغلب نیازها و احساسات خود را نادیده میگیرند و مستقل عمل کردن حتی در امور کوچک برایشان دشوار است.
- طرحواره ایثار: این افراد نیازهای دیگران را بر نیازهای خود ترجیح میدهند و همواره تلاش میکنند رضایت دیگران را جلب کنند. گاهی این رفتار باعث میشود نیازهای شخصیشان نادیده گرفته شود و احساس خستگی و نارضایتی کنند.
- طرحواره تاییدطلبی یا جلب توجه: اعتماد به نفس این افراد وابسته به نظر و تأیید دیگران است. آنها همواره تلاش میکنند مورد توجه و تحسین قرار گیرند و به جای تکیه بر ارزشهای شخصی، به واکنش دیگران وابسته هستند.
در بهترین مرکز مشاوره در شیراز می توانید، با برجسته ترین مشاوران در زمینه های مختلف مشاوره داشته باشید.
طرحواره های هوشیاری افراطی و بازداری
- طرحواره بدبینی و منفیگرایی: این افراد تمرکز زیادی روی جنبههای منفی زندگی دارند و همیشه انتظار وقوع مشکل یا فاجعه را میکشند. آنها خطرات و مشکلات احتمالی را بزرگنمایی میکنند و در نتیجه محتاط و مضطرب هستند.
- طرحواره بازداری هیجانی: این افراد توانایی بیان احساسات و هیجانات خود را از دست دادهاند و اغلب منطق را بر هیجان ترجیح میدهند. ابراز محبت یا شادی برای آنها دشوار است.
- طرحواره معیارهای سرسختانه: این افراد استانداردهای بسیار بالا برای خود تعیین میکنند و هیچگاه از عملکردشان راضی نیستند. کمالگرایی و انتقاد بیش از حد از خود و دیگران، فشار روانی زیادی بر آنها وارد میکند.
- طرحواره تنبیه: این افراد خود و دیگران را مستحق تنبیه میدانند. آنها نمیتوانند خطاها را ببخشند و همواره انتظار دارند استانداردهای خود یا دیگران به شکل کامل رعایت شود.
در بعضی موارد ممکن است افراد دچار خشم باشند، که می توانند به بهترین دکتر مشاوره مدیریت خشم در شیراز مراجعه کنند.
چگونه میتوان طرحواره ها را تغییر داد؟
طرحواره ها، یا همان «تلههای زندگی»، الگوهای ذهنی و رفتاری هستند که میتوانند زندگی ما را تحت تأثیر قرار دهند. خوشبختانه این الگوها قابل تغییر هستند. بخشی از تغییرات طرحواره ها به صورت خودبهخود رخ میدهد، بهویژه در سنین پایین، اما برخی از طرحواره های ناسازگار و عمیقتر نیازمند برنامه درمانی و مداخله تخصصی هستند.
تغییر خودبهخودی طرحواره ها
تغییر طبیعی طرحواره ها اغلب تحت تأثیر رشد فرد و تعامل او با محیط رخ میدهد. وقتی فرد با موقعیتها یا اطلاعات جدیدی روبرو میشود که با طرحواره های موجودش سازگار نیست، دچار نوعی «ناهماهنگی شناختی» میشود. در چنین شرایطی، فرد به دنبال تعادل میان برداشتهای ذهنی و واقعیت بیرونی است و این تعادل را معمولاً به دو روش برقرار میکند:
- فرایند جذب (Assimilation): فرد اطلاعات جدید را با طرحواره های موجود خود تطبیق میدهد و آنها را به شیوهای میپذیرد که با الگوهای ذهنی قبلی هماهنگ باشد.
- فرایند تطبیق (Accommodation): اگر اطلاعات جدید با طرحواره های موجود در تضاد کامل باشد، طرحواره قبلی اصلاح شده و یک طرحواره جدید شکل میگیرد که با اطلاعات تازه سازگار است.
برای مثال، ژان پیاژه این موضوع را با یک مثال ساده توضیح میدهد: کودکی که سیب را بهعنوان میوهای گرد، درشت و قرمز میشناسد، وقتی برای اولین بار با گوجهفرنگی روبرو میشود، آن را مشابه سیب میبیند. پس از لمس و چشیدن گوجهفرنگی، کودک متوجه تفاوتها میشود و برای درک این میوه جدید، طرحوارهای تازه ایجاد میکند.
تغییرات خودخواسته و درمانی طرحواره ها
برخی از طرحواره ها، به ویژه 18 طرحوارهای که جفری یانگ معرفی کرده است، خودبهخود تغییر نمیکنند. این طرحواره ها معمولاً عمیق و با تجربههای دوران کودکی مرتبط هستند و در روابط اجتماعی فرد نیز حضور دارند، بنابراین مقاومت ناخودآگاه ایجاد میکنند.
برای تغییر این نوع طرحواره ها، نیاز به برنامه درمانی تخصصی است. این برنامه معمولاً تحت نظر یک روانشناس یا درمانگر متخصص در حوزه طرحواره درمانی انجام میشود و شامل مراحل زیر است:
- شناسایی نوع طرحواره: با تکمیل پرسشنامههای استاندارد، مشخص میشود که کدام طرحواره ها در فرد فعال و مخرب هستند.
- آگاهی و آموزش شناختی: درمانگر به فرد کمک میکند تا طرحواره های خود را بشناسد و تأثیر آنها بر رفتار و احساساتش را درک کند.
- تغییر رفتار و هیجان: با تمرین تکنیکهای عملی، فرد یاد میگیرد واکنشهای سالمتری در برابر محرکها و موقعیتهای استرسزا داشته باشد.
- تثبیت تغییرات: با استمرار تمرینات و حمایت درمانگر، طرحواره های ناسازگار کاهش یافته و جای خود را به الگوهای سالمتر میدهند.
اگر کودک شما دچار اضطراب است، می توانید به دکتر غربالگری اضطراب کودکان در شیراز مراجعه کنید.
سبک های مقابله ای طرحواره ها

تغییر طرحواره های ناسازگار بهترین راه برای زندگی سالمتر است، اما ساده نیست و نیازمند زمان، تلاش و گاهی مداخله تخصصی است. بسیاری از افراد سالها با طرحواره های ناکارآمد خود زندگی میکنند و برای مقابله با احساسات و افکار ناشی از آنها، از سبکهای مقابلهای استفاده میکنند. روانشناسان سه سبک اصلی مقابلهای در برابر طرحواره ها شناسایی کردهاند: اجتناب، تسلیم و جبران افراطی.
سبک مقابلهای اجتناب
در سبک مقابلهای اجتناب، فرد تمام شرایط و موقعیتهایی را که باعث فعال شدن طرحوارهاش میشود، نادیده میگیرد یا از آنها دوری میکند. برای مثال، کسی که دچار طرحواره رهاشدگی است، ممکن است از هر نوع رابطه عاطفی یا حتی اجتماعی فاصله بگیرد تا احتمال طرد شدن را به حداقل برساند. در این سبک مقابله، فرد سعی میکند با فاصله گرفتن از محرکها، درد و اضطراب ناشی از طرحواره را کاهش دهد، اما این رفتار اغلب منجر به انزوای بیشتر و تضعیف روابط اجتماعی میشود.
سبک مقابلهای تسلیم
در سبک مقابلهای تسلیم، فرد طرحواره خود را کاملاً میپذیرد و هیچ تلاشی برای تغییر آن نمیکند. به عنوان مثال، کسی که طرحواره بزرگمنشی دارد، ممکن است رفتار خود را بر اساس این باور شکل دهد و دیگران را وادار کند تا مطابق خواستههای او عمل کنند. در این حالت، فرد با تسلیم شدن به طرحواره، به نوعی به آن مشروعیت میبخشد و رفتارها و تصمیماتش تحت تأثیر آن شکل میگیرد، بدون اینکه راهکار سالمتری برای مقابله با نیازها و احساسات خود پیدا کند.
سبک مقابلهای جبران افراطی
در سبک مقابلهای جبران افراطی، فرد تلاش میکند با انجام رفتارهایی دقیقاً برعکس طرحواره خود، اثر آن را کاهش دهد یا جبران کند. به عنوان مثال، کسی که طرحواره انزوای اجتماعی دارد، ممکن است به شکل افراطی در گروههای اجتماعی حاضر شود و سعی کند بیش از حد پذیرفته و دیده شود. هدف این سبک مقابله، جبران نقص یا محدودیت ناشی از طرحواره است، اما اغلب این روش باعث فشار روانی، خستگی و رفتارهای غیرواقعی در فرد میشود.
درک این سه سبک مقابلهای به شما کمک میکند تا بفهمید چگونه طرحواره ها بر رفتارهای روزمره شما اثر میگذارند و آماده شوید تا با کمک درمانگر در مرکز طرحواره درمانی شیراز یا تکنیکهای شناختی، مسیر سالمتری برای مقابله و تغییر آنها انتخاب کنید.
جمع بندی انواع طرحواره ها در روانشناسی
شناخت طرحواره در روانشناسی، بهویژه در طرحواره درمانی، اولین قدم برای تغییر الگوهای ناسازگار است. آگاهی از طرحواره ها به افراد کمک میکند تا متوجه شوند که چرا به شیوههای خاصی فکر، احساس و عمل میکنند، و این باورهای عمیق چگونه ریشه در گذشته دارند. هدف درمان، تعدیل طرحواره ها و برآورده کردن نیازهای هیجانی برآوردهنشده به شیوهای سالم و بزرگسالانه است تا فرد بتواند از دام الگوهای مخرب رها شده و زندگی خود را بهسوی سلامت روان و روابط کارآمد هدایت کند.
منبع:
