ارتباط با افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) به دلیل مشخصههای اصلی این اختلال، یعنی بیثباتی شدید عاطفی، ترس فلجکننده از رها شدن و الگوهای روابط آشفته (ایدهآلسازی/بیارزشسازی)، غالباً چالشبرانگیز است. بهترین رویکرد در نحوه رفتار با این افراد، استفاده همزمان از همدلی عمیق و تأیید احساسات (Validation) است تا فرد در لحظات بحران احساس امنیت کند، و در عین حال، حفظ مرزهای قاطع، سالم و باثبات ضروری است تا از دامن زدن به بینظمیهای رفتاری و تضعیف رابطه جلوگیری شود.
مجله سلامت پزشک شهر با ارائه مطالب، به شما در انتخاب بهترین راهکار برای سلامتی خود کمک میکند. اما فراموش نکنید که این اطلاعات صرفا جهت آگاهی است و جایگزین نظر پزشک معالج شما نیست. برای تشخیص و جراحی باید به پزشک مراجعه کنید.
اختلال شخصیت مرزی چیست؟

برای اینکه بتوانیم با فردی که دچار اختلال شخصیت مرزی است درست مواجه شویم، ابتدا لازم است ماهیت این اختلال را بشناسیم. شخصیت مرزی نوعی اختلال روانشناختی است که در آن فرد با ناپایداری شدید در احساسات، حالات هیجانی، تصویر ذهنی از خود و روابط بین فردی روبهرو میشود. چنین افرادی معمولاً روابطی پرحرارت و احساسی آغاز میکنند اما پس از مدتی بهشدت سرخورده، ناامید یا بیاعتماد میشوند.
افراد دچار این اختلال معمولاً واکنشهای احساسی بسیار سریع و شدید دارند و ممکن است با کوچکترین اتفاق، رفتارشان دستخوش تغییرات قابلتوجه شود. وجود افکار خودکشی، احساس پوچی عمیق، و ناتوانی در حفظ ثبات عاطفی از ویژگیهای مهم این اختلال است. شخصیت مرزی را نمیتوان بهطور کامل در گروه اختلالات روانپریشی یا رواننژندی قرار داد، بلکه حالتی میان این دو طیف به شمار میآید.
شخصیت مرزی چه علائمی دارد؟

علائم اختلال شخصیت مرزی بسیار گسترده است و بخش عمدهای از احساسات، افکار و کیفیت رابطههای فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. فرد مبتلا معمولاً ثبات هیجانی کمی دارد و تصویر ذهنیاش از خودش دائماً تغییر میکند. متخصصان روانشناسی برای آشنایی بهتر با این اختلال، نشانههای آن را در چند گروه اصلی طبقهبندی کردهاند:
ترس عمیق از ترک شدن
افراد مبتلا به شخصیت مرزی معمولاً در روابط خود با اضطراب جدایی دستوپنجه نرم میکنند. حتی کوچکترین فاصله گرفتن طرف مقابل ممکن است برای آنها بهمنزله «ترک شدن» تعبیر شود. این احساسِ رهاشدگی گاهی آنقدر شدید میشود که فرد بیمار، با وجود تداوم رابطه، تصور میکند تنها مانده است.
این ترس میتواند برای شریک زندگی بسیار طاقتفرسا باشد. ممکن است فرد مبتلا بارها و بارها تماس بگیرد یا پیام بدهد و سؤالهایی تکراری بپرسد مانند:
«هنوز دوستم داری؟
از من ناراحتی؟
مطمئنی من رو ول نمیکنی؟»
روابط ناپایدار و شدید
روابط عاطفی با فردی که شخصیت مرزی دارد معمولاً با هیجان زیاد شروع میشود؛ همهچیز عالی به نظر میرسد و احساس نزدیکی زیادی ایجاد میشود. اما پس از مدتی، این روابط دچار افتوخیزهای شدید و فرساینده میشوند.
رفتار فرد ممکن است ناگهان تغییر کند؛ بهطور مثال:
- دچار پرخاشگری شود،
- رفتارهای کنترلی پیدا کند،
- بیشازحد حساس شود یا پیگیری افراطی داشته باشد.
همین فراز و فرودها، برخورد با شخصیت مرزی را برای اطرافیان دشوار میکند.
بحران در هویت و تصویر از خود
یکی از مشکلات مهم در این اختلال، ناپایداری در «خودپنداره» است. فرد نمیداند واقعاً چه میخواهد، چه احساسی دارد یا چه چیزهایی برایش مهم است. ممکن است امروز برای باورها و ارزشهایش هیجانزده باشد و فردا نسبت به همان موضوع کاملاً بیتفاوت شود.
این نوسان در هویت باعث میشود:
- فرد نسبت به خودش مطمئن نباشد،
- تصمیمگیری برایش سخت شود،
- برداشتهایش از موقعیتها دائماً تغییر کند.
این مسئله ممکن است او را به سمت رفتارهای غیرمنتظره و بیثبات سوق دهد.
افکار و رفتارهای خودآسیبزننده
بسیاری از افراد مبتلا به شخصیت مرزی با افکار خودکشی یا آسیبرسانی به خود مواجه هستند. ممکن است بارها درباره این که میخواهند به خودشان صدمه بزنند صحبت کنند یا رفتارهای خطرناک از خود نشان بدهند.
این آسیبها معمولاً در خلوت و دور از چشم دیگران اتفاق میافتد و میتواند شامل:
- بریدن یا ایجاد زخم،
- سوزاندن پوست،
- یا تلاش برای خودکشی باشد.
به همین دلیل، ارتباط با فردی که شخصیت مرزی دارد نیازمند دقت، توجه و هوشیاری است. اگر بیمار حتی بهطور غیرمستقیم اشاره کند که قصد آسیب به خود دارد، باید این موضوع را جدی گرفت و او را تنها نگذاشت.
برای برخورد با شخصیت مرزی چه باید کرد؟

اگر با فردی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در ارتباط باشید، ممکن است دائماً از خود بپرسید که بهترین شیوه تعامل با او چیست و چگونه میتوان رابطهای سالمتر و کمتنشتر ایجاد کرد. برخورد درست با این اختلال نیازمند توجه به چند اصل اساسی است که در ادامه توضیح داده میشود.
ایجاد و تقویت حس اعتماد
یکی از مهمترین گامها در مواجهه با فردی که شخصیت مرزی دارد، ساختن رابطهای مبتنی بر اعتماد است. او باید احساس کند که شما واقعاً در کنار او هستید و قصد دارید بدون قضاوت و با همراهی خودش شرایط بهتری ایجاد کنید.
این اعتماد زمانی شکل میگیرد که:
- در لحظات سخت و در زمانهایی که فرد دچار نوسانات خلقی میشود، کنار او بمانید.
- در روزهایی که حالش بهتر است، به او اطمینان دهید که ارزشمند است و تنها نیست.
- با ثبات رفتاری و گفتاری نشان دهید که رهایش نخواهید کرد.
چنین رفتاری سبب میشود در موقعیتهای بحرانی، شدت اضطراب و تنش فرد کمتر شود و احساس امنیت بیشتری داشته باشد.
استفاده از خدمات روانشناس یا مشاور
در مدیریت این اختلال، مراجعه به یک متخصص روانشناسی از مهمترین بخشهای درمان است. روانشناس با بهرهگیری از روشهای علمی و درمانهای مؤثر مانند درمان دیالکتیکی رفتاری (DBT)، به شما آموزش میدهد چگونه رفتارهای فرد مبتلا را بهتر مدیریت کنید.
مشاور همچنین میتواند:
- نحوه واکنش درست به افکار خودکشی یا تهدید به خود آسیبرسانی را آموزش دهد،
- به شما مهارتهای ارتباطی صحیح با فرد مبتلا بیاموزد،
- و در شرایط بحرانی راهکارهای فوری ارائه دهد.
استفاده از خدمات مشاورهای مستمر یا مشاورههای تلفنی و آنلاین نیز میتواند نقش مهمی در حفظ آرامش شما و فرد بیمار داشته باشد.
تشویق به فعالیت و کاهش استرس
استرس یکی از عوامل اصلی تشدید نشانههای شخصیت مرزی است. فردی که تحت فشار روانی قرار دارد، ممکن است رفتارهای تکانشی، پرخاشگری یا نوسانات شدید خلقی نشان دهد. به همین دلیل تشویق بیمار به فعالیتهای آرامشبخش، بسیار ضروری است.
فعالیتهای مفید برای کاهش استرس عبارتاند از:
- گوش دادن به موسیقی آرامبخش
- پیادهروی منظم
- کوهپیمایی سبک
- دوچرخهسواری
- شنا
این فعالیتها به کاهش افکار منفی، افزایش انرژی مثبت و تخلیه تنش کمک میکنند.
در مقابل، ورزشهای رقابتی شدید مانند فوتبال یا والیبال معمولاً توصیه نمیشوند؛ زیرا ممکن است اضطراب و فشار ذهنی بیمار را بیشتر کنند.
افزایش تحرک بدنی باعث بهبود وضعیت روحی، افزایش سوختوساز بدن و کاهش احساسات منفی میشود و فرد را در مسیر مدیریت هیجانها کمک میکند. بهتر است پیش از انجام هرگونه فعالیت با متخصص اعصاب و روان در شیراز مشورت نمایید.
جمع بندی
در مجموع، رفتار مؤثر با شخصیت مرزی بر پایه ثبات، همدلی و قاطعیت بدون پرخاشگری استوار است؛ هدف این است که نوسانات شدید خلقی به عنوان بخشی از بیماری تأیید شوند ("میبینم که چقدر ناراحتی")، اما برای رفتارهای مخرب و تکانشی مرزهای روشنی تعیین گردد ("در این شرایط نمیتوانم ادامه دهم"). با رعایت این اصول، بهویژه عدم ورود به چرخه درام در زمان بحران، و تشویق فرد به ادامه درمانهای تخصصی مانند DBT، میتوان یک محیط ارتباطی امن ایجاد کرده و به فرد مبتلا به BPD کمک کرد تا به تدریج مهارتهای تنظیم هیجانی خود را توسعه دهد.
منبع: www.mind.org.uk
